من اومدم خونه با کلی خستگی با کلی اعصاب خوردی این مامان گلم هم یه ضد حال اساسی زد حالو گرفت این اشکای وامونده منو در آورد وقتی خیالش راحت شد که این روز رو زهر مار کرده تازه یادش اومد عذاب وجدان بگیره بیاد از دل من در بیاره این چه اخلاقیه آخه مامان گلم داری حرف و میزنی اعصاب و خورد میکنی قربونت برم بعد هم خودت ناراحت میشی میای معذرت خواهی
این اشکای لعنتی من هم که همیشه آماده ریختن تا تقی به توقی میخوره آی سر ریز میشه بیا و ببین چه قدم بدم میاد از این حالت که نمیتونم وقتی ناراحتم مثل آدم حرف بزنم یا باید داد بزنم یا اگه نخوام داد بزنم باید گریه کنم دیگه خیلی اوضاع بحرانی بشه هم داد میزنم هم گریه میکنم
راستش زیاد با قسمت دادش مشکل ندارم ولی آی از این گریه کردنم لجم میگیره که حد نداره از اون بیشتر که همه فک میکنن از گریه کردن برای پیش بردن حرفم استفاده میکنم در صورتی که اصلا کاری رو که کسی بخواد با در آوردن اشکم برام انجام بده دوست ندارم از اینکه فک کنم ترحم شده بهم حالم به هم میخوره ولی دیگه هرکی یه جوریه این اشک منم دقیقا دمه مشکم هر چی میخوام یه کاری کنم این اشکه جلو دیگران سرا زیر نشه نمیشه که نمیشه
ای دوستان عزی پذیرای هر راه حل عقلانیی هستم با تشکر لیموی گریان![]()
خب بسه دیگه اینقد گفتم اشک و گریه کاره دیگه یهو الانم زدم زیر گریه![]()
بعد از 100 سال امروز عصر بعد از اینکه از خواب ناز پا شدم دیدم بعله باز این مامان خانم رفته دده رفتم آشپزخونه دیدم ظرفای نهار شسته نشده تو سینک منم که حس خونه داری یه هو قلنبه یا قلمبه شده بود رفتم این ظرف ها رو شستم چون من هر بار با ظهور ستاره هالی ممکنه از این ناپرهیزیا بکنم وقتی که انجام میدم خیلی به چشم میاد و مامان خانم کمال تشکرات رو ابراز میکنه امروز اومد خونه غروب دیدم نهههههه حرفی نزد برا من بستنی گرفته بود بنده هم دیگه بستنی رو دیدم از خود بیخود شدم بستنی رو باز کردم و ولو شدم رو مبل مشغول تناول بستنی که دیدم داد مامانم در اومد که جای پوست (یا پاکت یا کاغذی که در اون بستنی قرار میگیره) اونجاست
که من اگه اون فیلم خشم گودزیلا رو دیده باشین انگار منو دیدن داد زدم که آره وقتی من کلی ظرف میشورم کسی نمیاد بگه دستت درد نکنه زحمت کشیدی خسته شدی ولی یه چیزی رو که سر جاش نمی زارم داد همه در میاد که در کمال تعجب و و از حدقه در اومدن چشمای من مامانم گفت من که خودم ظرف ها رو شسته بودم![]()
دیگه رسما من از رو رفتم کلاهبرداری تو غروب روشن جلو چشمای من کاری رو که من کردم به اسم خودش تموم کرد منم داد و بیداد که دیگه من تو این خونه دست به سیاه و سفید نمیزنم که مامان خانمی فرمودند نه اینکه حالا خیلی کار میکنی هر 100 سال یه کاری انجام میده چقده میگه حالا گفتم دیگه اون هر 100 سالم انجام نمیدم![]()
که پایان ماجرا به ابراز تاسف برای اون احمق بدبختی که بخواد خر بشه و بخواد بیاد با من ازدواج کنه گذذذذذذذذذذذذشت(همینی که هست خیلیم دلش بخووووووواد) عاشق این جمله ام چون کسی نمیتونه هیچ گونه جوابی براش داشته باشه![]()
عزیزان لازم نیست که بگن دارم حرف اضافی میزنم خودم میدونم ولی کلی هنوز حرف دارم و لی به علت درد گرفتن انگشت منصرف شدم از گفتنش
اینم بگم برممممممم موهامو کوتاه کردم هوررررررررررررررررا اینقده خوشگل شده هی میرم جلو آینه خودم نمیشناسم
اساسی حال میکنم هی مرم جلو آینه خودم نگاه میکنم چیه خنده داره آره من خود شیفته ام مشکلیه داداش ![]()
اکثریت دوستان نظر دادن که من خیلی احمق بیشعورم که زودتر از این موهامو کوتاه نکردم و خیلی بیشعور ترم اگه باز موهامو بلند کنم![]()
جند ماه دیگه عروسی داریم و بنده به جای از لباس خوشگل مشگلای خانمانه فک کنم باید بولیز مردونه وشلوار جین بپوشم برم قسمت آقایون بشینم
هر چی شدم خودم خیلی با این موها حال میکنم مهمم خودم فقط الان بسی احساس سبکی در ناحیه سر میکنم و با این وضعیت حموم رفتن خیلی لذت بخش شده![]()
برم بخوابم دیگه دارم میمیرم شب به خیر ![]()
![]()
