تبليغاتX
بعضی از روز های زندگی من
این یه وبلاگ در مورد من من کی هستم خب من لیمو کوچولو هستم دیگه

سلام من اومدم اوه چه خبره همه کلی آپ کردن و من هی تند تند دارم وبلاگ بقیه رو میخونم این مدت که رفته بودم دانشگاه اصلا حوصله کافی نت رفتن نداشتم برا همین صبر کردم بیام خونه آپ کنم هفته جالبی هفته اول شروع کلاسا بعد تعطیلات چهار شنبه که هیچی کلاس اول استاد نیومد ما هم خوش و خرم منتظر موندیم برا کلاس دوم تو دلمون هم دعا میکردیم استاد نیییییاد که از اونجایی که ما خیلی خوش شانسی همون موقع دیدم استاد از جلومون رد شد و از اونجایی که من اصلا حوصله سر کلاس رفتن نداشتم وطبق همهاهنگی با بقیه بچه ها معلوم شد که اونا هم حوصله ندارن من فوری یه نقشه خبیثانه کشیدم که با نظر سنجی از بقیه دوستان اون ها هم موافقتشون رو اعلام کردن نقشه این بود که بچه ها رو از جلوی کلاس پراکنده کنیم بعد بریم بگیم استاد بچه ها نیومدن فقط سه نفر اومدن کلاس تشکیل میشه؟ البته اول این وظیفه به من محول شد گفتن استاد با تو خوبه تو برو که من گفتم اصلا حرفش و نزن تو کل این دانشگاه یه استاد با من خوبه میخواین همونم بپرونین بعدشم نازه نقشه از من بود اجرا با یه نفر دیگه بعد من رفتم سایت اینترنت که دیدم بچه ها اومدن میگن استاد گفت کلاس تشکیل نمیشه تا من بیام بیرون دیم استاد از کلاس رو به رویی در اومد همین که منو دید گفت سلام خانم...شما هم که اومدین من گفتم استاد من الان اومدم گفت خانم...اگه بفهمم دروغ گفتین از شما نمره کم میکنم گفتم ا استاد یکی دیگه اومده گفته بچه ا نیومدن شما از من نمره کم میکنین خندید رفت میبینین تو رو خدا ؟

این از چهارشنبه پنج شنبه ساعت 7:30 دقیقه کلاس داشتم حتما فکر میکنین که من رفتم

اشتباه میکنین خیلی ریلکس بلند شدم ساعت رو خاموش کردم گرفتم خوابیدم بعد ساعت 11 که بلند شدم داشتم فکر میکردم مگه من امروز کلاس نداشتم چرا هنوز خوابم آیا؟

اینم از پنج شنبه ولی وای ازشنبه از ساعت 9 تا 6 دانشگاه بودم که وقتی اومدم خونه میتونستم

موقع راه رفتن هم بخوابم

بقیه روزای هفته هم خیلی معمولی گذشت

یک عالمه درس تحقیق کارو.... دیگه دارم نمیدونم از کدومشون شروع کنم

یک عالمه حرف داشتم ولی یادم رفت

خداحافظ تا موقعی که دوباره بیام خونه

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم فروردین 1386ساعت 17:6  توسط لیمو کوچولو  | 

سلام من اومدم دوباره عید خوش گذشت؟

برا من که بد نبود تو کل عید دو بار رفتم بیرون اصلا حوصله بیرون رفتن ومهمونی و ماچ وبوسه رو نداشتم خداییش این قسمت آخر مزخرف ترین بخش عید هر کارم میکنی از زیرش نمیتونی در بری من مثلا وقتی میخوام زرنگی کنم با یه دست دادن و تبریک گفتن قال قضیه رو بکنم همچین طرف مقابل دستمو میکشه و خودشو میندازه بغلم در یه اقدام غافلگیرانه میبوسه که بنده همین جوری وا میرم

همه این حرف ها ماله این بود که این ماچ و بوسه های عید آش کشک خاله اس بخوری پاته نخوری هم پاته

تلویزیون هم که خودشو کشت با این برنامه های سر گرم کننده اش یکی از یکی مزخرف تر مخصوصا این فیلم هایی که اینهمه دلمو صابون زده بودم برا دیدنش اصلا خوشم نیومد سال ÷یش فیلم هاش قشنگ تر بود شبکه یک که فقط فیلم هیات منصفه فرار قشنگ بود قشنگ که چه عرض کنم محشر بود من که حالی کردم اساسی با دیدنش

شبکه دو بلوک 13 ودسته ببرها قشنگ بود در نوع خودش جالب بود شی نو بی هم بد نبود شبکه سه که چیزی نگم بهتری شبکه چهارم آخرین مرد مبارز

حالا پیش خودتون نگین چه آدم بیکاری نشسته تمام عید فقط تلویزین نگاه کرده من از تمام برنامه های عید فقط همین فیلم خارجیا رو نگاه کردم دیگه عوضش تو طول سال که دوباره میخوان تکرار همین فیلم ها رو نشون بدن نمیبینم مهمترین تفریح من دیدن فیلم و خوندن کتاب متاسفانه کتاب قشنگ تو عید نخوندم و دلم به شدت کتاب میخواد

یه کارتون جالب دیدم بامبی 2 وای چه حالی کردم با دیدنش چه خاطره های که برام زنده نشد بامبی کارتون بچه گیای همسنای منه همون کارتونی که بار اول با دیدنش میخ تلویزیون شده بودم چه کیفی کرده بودم با دیدنش و با دیدن زیر نویس پخش بامبی 2 شدم همون بچه ای که با دین یه کارتون جدید میپره هوا و دستاشو با ذوق میکوبه بهم بازم من یه دختر 20 ساله گنده میخ تلویزیون شدم کارتون دیدم و چه کیفی کردم که بامبی کوچولویی که زمان بچه گیای من خودش کوچولو بودمثل من بچه الان که من بزرگ شدم اونم بزرگ شده خلاصه خاطرات قشنگی برام زنده شد

تا حالا به معنی این حرف که تب تند زود عرق میکنه فکر کردین

من الان دارم با تمام وجود معنی این حرف رو حس میکنم و چقدر دیر متوجه شدم زمانی که نه راه پس دارم نه راه پیش و مجبورم ادامه بدم و سر قولی که دادم بمونم سخته ولی من میتونم حتی اگه دلم نخواد قولم اونقدر برام ارزش داره که پای حرفم بمونم

ای دلم میخواد یه گوش مفت گیر بیارم هی غر بزنم هی غر بزنم ولی متاسفانه پیدا نکردم این گوش مفت رو کی دلش میخواد غرغر بشنوه برای من کسی پیدا نمشه ولی دوستام تا این حالت براشون پیش میاد یه راست میان سراغ من چه گوشی مفت تر از من بدون اینکه نصیحت کنه و بگه من که گفته بودم و اگه لازم باشه یه راه حل نشون بده چرا هیچ کس نیست من براش حرف بزنم خب

فیلم زن بدلی رو دیم خیلی مسخره است همیشه این هندیا رو به خاطر درست کردن کپی فیلم های بزگ خارجی مثل من سام هستم سنجاقک و خیلی فیلم های دیگه مسخره میکردم نمیدونستم که کارگردان های ایرانی زدن رو دست هندیااومدن فیلمfamily man یا همون مرد خانواده رو با بازی نیکلاس کیج ایرانیشو درست کردن با اسم زن بدلی با یه کم تغییر فیلم به اون قشنگی روحتی بدون توضیح که با الهام از فلان فیلم حالا اگه این آمریکایی های بد بخت این کار رو بکنند چنان تو بوق و کرنا میکنند تو اخبار اعلام میکننند که انگار چی شده حتی بعید نیست یه راه پیمایی هم براش راه بندازن

ساعت خوابن باز قاطی کرده شب و روزم رو گم کردم تا صبح بیدارم از اون ور تا ساعت 2 خوابم

کسی نیست بگه چرا تعطیلات اینقدر زود داره تموم میشه من چهار شنبه کوئیز دارم آخهههههههههه هیچیم نخوندم مهندس س بیشعور آدم دو روز بعد عید کوئیز میذاره آخه؟

چه پست مزخرفی شد خودم میدونم ولی خب بهتر از هیچیه دلم میخواد چند هفته یا جند ماه بهد که آرشیو رو میخونم هم روزای خوبم برام یاد آوری بشه هم روزای مزخرفم

اگه حوصله کردین و خوندین لطف کردین اگه هم که همون دو خط اول دیگه ادامه ندادین حق دارین

حوصله ام برگشت سر جاش میام از روزای خوب عیدم میگم

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم فروردین 1386ساعت 12:14  توسط لیمو کوچولو  |